|
فریادهای مهدی سلوکی بر سر مهدی پاکدل دو پای مهدی سلوکی شکست (( برید بیرون...بیرون...از همتون بدم میاد...دوستتون ندارم)) این همان جملاتی است که مهدی سلوکی باید در سکانسی آنها را هوار بزند.مهدی در اتاق روزبه روی تخت خوابیده است.طاق باز است و پاهایش تا بالای زانو در گچ. در و دیوار اتاق با روزنامه های مختلف و پوسترهای عجیب و غریب تزیین شده است. چوب اسکی و راکت بدمینتون و راکت تنیس و چیزهایی از این دست هم در اتاق هست که به گفته ی عرب شهیری طراح صحنه سریال نشان میدهد که روزبه زمانی فرد پر تحرکی بوده و بعدها تحت تاثیر عوامل مختلف و از جمله دوستان ناباب به این حال و روز افتاده. حالا بازیگران این سکانس با گریم های رتوش شده از راه میرسند.مهدی پاکدل و شبنم قلی خانی در این صحنه قرار است به مهدی سلوکی دلداری بدهند و شرایط روحی مناسبی را برای او مهیا کنند. حضور این بازیگران جوان شاید یکی از ویژگی های سریال "ما چند نفر" باشد.صالحی می گوید: در زمان آغاز پیش تولید این سریال به دلیل هم زمانی تولید چند سریال تاریخی دیگر بازیگران زیادی جذب کارهای تاریخی شده بودند.زمانی که فیلمنامه خوانده شد روی این شخصیت های جوان حساسیت خاصی وجود داشت .به گفته ی صالحی مثل همه ی کارهای دیگر برای هر نقشی چند کاندیدا در نظر گرفته شد.ابتدا با انتخاب بازیگران جوان شروع کردیم و بعد به سراغ شخصیت های میانسال رفتیم.برخی از کاندیداها درگیر کار بودند و در نهایت گروه کارگردانی به این ترکیب رسید و البته تلاش کردیم بازیگران برای مخاطب کلیشه ای نباشند. ************************************************************** عکسی از دیدار مهدی سلوکی و مهندس ضرغامی ************************************************************** مهدی سلوکی در نشست خبری با خبرنگاران + نوشته شده در جمعه بیست و دوم تیر 1386 17:43 توسط هیدا |
۱) بیوگرافی: مهدی سلوکی متولد ۱۴ خرداد ۱۳۶۱ از پدری تهرانی و مادری اراکی به دنیا آمد.متولد اصفهان است و بزرگ شده ی تهران. ۲) نوشابه فقط زرد: عاشق مادرش است و کشک بادمجان کرمانی ها را بسیار دوست دارد.باید نوشابه ی همراه غدایش حتمآ زرد باشد و فقط پیتزا با قارچ و پنیر دوست دارد. ۳) محمدرضا فروتن: عاشق بازیه محمدرضا فروتن است.او نگاه فروتن را بسیار دوست دارد.سعی میکند در بازیهایش از سبک و سیاق او پیروی کند. ۴) عاشق شعروشاعری: عاشق شعرو شاعری است و با گیتار هم مختصر آشنایی دارد و به قول خودش ته صدایی هم دارد. ۵) خارج از دسترس: با اینکه هیچ وقت در دسترس نیست اما به محض اینکه شماره موبایلش لو برود خطش را عوض میکند. ۶) طنز مدیری: به نظر خودش در حیطه ی طنز نمیتواند کار کند اما معتقد است مهران مدیری طنز ایرانی را میشناسد و به همین خاطر است که کارهایش بیشتر از سایرین اهمیت دارد. ۷) زیر سایه ی پدر: تا به حال به خاطر همایت شدن از طرف پدر به بازیگری از جنبه ی مالی اش نگاه نکرده. ۸) تیم هنرمندان: عضو تیم فوتبال هنرمندان است.فکر می کند میتواند روزی تنیسور خوبی شود و در کنار تنیس بدنسازی هم میکند. ۹) موسیقی: صدای عصار و علی لهراسبی را دوست دارد و به نظر او کاست غریبه ی فریدون عالی بوده. اما کارهای رضا صادقی را از آن دست کارهایی میداند که با ۲ بار گوش دادن آدم را خسته میکند. ۱۰) راه نرفته: فکر میکند که هنوز بازیگر نشده است.او زمانی که بازیهای هنرمندانی چون آلپاچینو و جودی و....را میبیند به فکر زیاد آموختن می افتد و تلاش برای اینکه یک بازیگر واقعی شود. هیدا
+
نوشته شده در چهارشنبه بیستم تیر 1386 17:43 توسط هیدا
كارگردان :كاظم بلوچي بازيگران :مهدي سلوكي.اسماعيل شنگله .هايده هائري.غزل ارجمندمحسن رمضاني. رحيم نوروزي.رضا حيدري و... بازيگربه شمار ميرود ومهدي با اين فيلم مشهور ومحبوب شد.با اينكه كاراكتر "بهزاد"تقريبا منفي بود ولي خيلي زود به دل مردم راه یافت به طوريكه هنوز هم عده اي مهدي را با نام اقا بهزاد ميشناسند.اين فيلم كاري از گروه كودك و نوجوان شبكه ي اول سيما بود وبه مدد بازي عالي مهدي در اين فيلم پر بيننده ترين سريال رمضان 80 بود.لازم به ذكر است كه اين سريال در تير ماه 1382 براي بار دوم پخش شد. *روشنايي دشت* كارگردان: عبد الله باكيده بازيگران:مهدي سلوكي.افسانه بايگان.عبدالرضا اكبري .مهدي اميني خواه. مهديس عزيز پورو..اين فيلم ميتوانست خيلي بهتر از اين باشد ولي به خاطر كمي وقت از جهات زيادي دچار ضعفشده بود و به نظر ميرسيد كه كارگردان نتوانسته از بازيگران خوب اين سريال به نحو احسن بازي بگيرد ولي با اين وجود اين فيلم مورد استقبال زياد بينندگان قرار گرفت كه بي شك اين تعداد بيننده را مديون حضور مهدي بود كه بعد از شايعه اي كه پس از چراغهاي خاموش شكل گرفته بودمردم بي صبرانه منتظر حضور مجدد مهدي درتلويزيون بودند تا از سلامتي او مطمئن شوند به اين دليل با علاقه ي زيادي اين فيلم را تماشا ميكردند و اين عامل پر بيننده بودن اين سريال بود. ولي برخي ضعف ها نبايد باعث شود كه بازي خوب بازيگران اين سريال راناديده بگيريم مخصوصابازي بسيار زيباي مهدي را كه به عنوان دومين تجربه ي او در تلويزيون بسيار عالي بود و به گفته ي خودش بيش از 85%كاراكتر ساسان را خودش در اورده و بر خلاف چراغهاي خاموش كمتر از تجربه و راهنماييهاي سايرين كمك گرفته است. *گلهاي شب بو* اين فيلم فيلمنامه ي بسيار خوبي داشت واز سوژه ي جالبي برخوردار بود و بسيار متاسفم كه 114دقيقه بيشتر نبود و اي كاش اين فيلم به صورت سريال ساخته ميشد كه در اين صورت حتما جزو پربيننده ترين سريالها بود . ولي متاسفانه بسياري از قسمتهاي اين فيلم حذف شد تا به صورت يك تله فيلم تلويزيوني دربيايد.اين فيلم به مناسبت هفته ي بسيج در مهر ماه 81 از شبكه ي دو پخش شد و بيشتر صحنه هايان در اهواز فيلم برداري شده بودواز بازي بازيگراني چون مهدي سلوكي,جعفر دهقان,بهزادخانمحمدي و...بهره ميبرد . *بوي غريب پاييز* بازيگران: مهدي سلوكي , فريبا متخصص, عبد الرضا اكبري, پندار اكبري, محمد علي كشاورز و .اين فيلم اذر ماه 82 از شبكه ي دو پخش ميشد كه انتخاب بازيگران در ان در كمال بيدقتي انجام شده بود و خيلي از نقشهاي مكمل با هم جور نبودند (مثل فيلم نرگس).ولي باز هم به مدد بازي عالي مهدي ان هم در نقشي كاملا متفاوت اين فيلم از بينندگان زيادي رخوردار بود و با اينكه نقش محسن نقشي بسيار پيچيده و دشوار بود ولي مهدي به خوبي از عهده ي ان برامد ونشان داد كه از كليشه خارج شده و توانايي انجام هر گونه نقشي را به خوبي داراست. بازيگران:مهدي سلوكي,حميد گودرزي,شهاب حسيني,كامبيز ديرباز,سولماز غني,سروش صحت,ايليا شهيدي فر, شهرزاد عبدالمجيد، مريم بلالي مقدم، محسن ذهتاب و...كارگردان:عليرضا افخمي تهيه كننده:قاسم جعفري , صديقه صحت اين فيلم سال 83 از شبكه 3 پخش شد واولين كاري بود كه مهدي در ان حضور فيزيكي زيادي نداشت(البته به خاطر حذف بعضي از قسمتهاي فيلمنامه اين حضور كمتر نيز شده بود) ولي بازي بسيار خوبي از خود به نمايش گذاشت و علي رغم حضور كم در فيلم سيار تاثير گذاربود و به گفته ي خودش سكانسي كه با حميد گودرزي دعوا ميكردند از بهترين بازيهاي او به شمار ميرود .سوژه اوليه اين سريال برگرفته از فيلم «خارگو» ساخته برادران كوشن است كه با طرح آن توسط افخمي به قاسم جعفري و نويسندگان فيلمنامه طرح كلي فيلمها شكل گرفت. *باجناقها* در زمان پيش توليد عنوان ميشد كه قرار است در اين مجموعه بازيگران مطرحي چون خسرو شكيبايي و محمد رضا شريفينيا حضور پيدا كنند و حتي نام شريفي نيا نيز در تيراژ قسمتهاي اوليه مجموعه آورده ميشد اما به دليل برآورده نشدن انتظارات ،خبري از حضور اين بازيگران نشد.البته خسروشكيبا پيش از شروع توليد از كاركناره گيري كرد و سياووش طهمورث جايگزين وي شد؛ اما او نيز چند روز به آغاز توليد از پروژه كنار رفت و مجموعه با تركيب سيروس گرجستاني، فرهاد آييش، مائده طهماسبي، مريم سعادت، رامين ناصر نصير، مهدي سلوكي، بهزاد محمدی و پسر تهيه كننده علي طباطبائي توليد خود را شروع كرد.كارگرداني هنري اين مجموعه را فرهاد آييش بر عهده داشت و مسعود فروتن نيز كارگردان تلويزيوني آن بود؛ اما درادامه "آييش"به دليل اختلاف با تهيه كننده از كار كنار كشيد و "مسعود فروتن" كارگرداني ادامه كار را بر عهده گرفت. اين مجموعه قرار بود در 90 قسمت توليد شود ،اما به دليل عدم موفقيت در جذب مخاطب در نيمه راه توليد متوقف شد و با پخش شصت و هفتمين قسمت به كار خود پايان داد. *غريبانه* بازيگران: مهدي سلوكي، حسن جوهر چي، پرستو گلستاني، غلامحسين لطفي، حسن اسدي، زهرا امير ابراهيمي، سعيد شيخ زاده، علي بي غم، عزت مهر آوران، علي سليماني، نيما رئيسي،نفيسه روشن، علي منصوري، رامش صفايي .غريبانه داستان رودرروئي دو جبهه وفاداران به كربلا و فراموش كنندگان كربلابود. كساني كه براي حق و عدالت مي جنگند و كساني كه قصد قرباني كردن عدالت به خاطر مصالح شخصي خود را دارند.داستان اين سريال دو محور اصلي داشت: داستان خانواده حميد وحدت همان قاضي عدالت خواه و داستان خانواده جهانگير كه اين دو با هم تركيب شده اند و به كمك يك سري داستانك هاي فرعي تنه اصلي سريال را مي سازند.غريبانه يك سريال يازده قسمتي بود، پس طبق اصول فيلم نامه هاي كلاسيك حالت ايده آل آن است كه در همان قسمت اول شخصيت ها را به اندازه اي معرفي كند تا زودتر به گره اصلي داستان برسد. در اين بين روابط بين آدم ها بايد تا اندازه اي طرح شود كه فقط بتوانيم به نقطه عطف فيلم نامه برسيم.اما در قسمت هاي بعدي بازهم غريبانه بسيار اصولي كاركرد: داستان ها را به شدت درهم تنيد و با پرداخت پله پله آدم ها، داستان و سرنوشت شخصيت هايش را براي مخاطب مهم كرد.كشش داستاني غريبانه از نوع فيلمفارسي ها و بر مبناي اتفاق هاي ناگهاني نبود، آدم هاي فيلمبراساس موقعيتي كه در آن قرار داشتند داستان را جلو مي بردند و در طول هر قسمت با استفاده از نقاط دراماتيك كوچك تماشاچي سريال را تعقيب مي كرد و در پايان هر قسمت با ايجاد يك موقعيت بزرگتر، تعليق لازم را براي دنبال كردن سريال در شب بعد به وجود مي آورد. اين ريزه كاري در شخصيت پردازي ها هم بعضا رعايت شده بود. مثل نوع ديالوگ هاي سيمين و جهانگير در اتاق پسرشان،سامان، در قسمت چهارم مجموعه.ديالوگ هاي كوتاه آن ها در اين صحنه تا حدودي آن دو نفر را براي مخاطب جذاب تر مي كند، ضمن اين كه تماشاگر را براي سر درآوردن از گذشته آن دو هم تحريك مي كند.در كنار اين محاسن بگذاريدبه يك عيب اين سريال هم اشاره كنم.اگر يادتان باشد اولين باري كه در ساختار يك سريال ايراني، آن هم درست در وسط آن شاهدكليپ هاي موسيقي جالب و كارا بوديم، در خط قرمز بود. اما نكته جالب آن است كه انگار اين سبك كار جزو عناصر هميشگي سريال هاي جعفري شده است.اين كليپ ها در غريبانه هم وجود داشت. كليپ در وسط سريال يا فيلم اصولا چند كار كرداساسي دارد: 1 حرف هاي مولف را مي گويد، حرف هايي كه با اين ترفند ظاهرا از حالت شعاريش خارج مي شود. 2 كليپ، آواز و مانند اين ها نوعي انرژي به مخاطب آن سريال يا فيلم مي دهدئتا بتواند بقيه داستان را بهتر دنبال كند مثل فيلم مهمان مامان . 3 يك جور خلاصه گويي و پريدن از بعضي نقاط داستاني است كه بايد آن ها به سرعت گذشت. 4 براي جلب توجه مخاطب روي قسمتي از فيلم گاهي از اين ترفند استفاده مي شود. كاركرد كليپ هاي سريال غريبانه نه شامل مورد اول مي شود، نه سوم. اين كليپ ها بيشتر براي خوش رنگ و لعاب كردن سريال است كه تا حدودي شبيه مورد دوم است و كمي هم روي جنبه هاي عاطفي ماجرا تاكيد مي كند.ضمن اين كه به نظر مي آيد اين تاكيدات بيهوده است. چون داستان دارد كار خودش را مي كندو هيچ دليلي ندارد مدام به مخاطب گوشزد كند كه مثلا بيين، سعيد دارد از مريضي مي ميرد يانظاير آن. خيلي راحت بگويم، يعني يك جور آب بستن به سريال است تا زمان پخش آن بتواند بيشتر شود و در عوض اين وقت هدر دادن حق مظلوم ترين كاراكتر اين سريال"سامان" ناديده گرفته شود. *نرگس* كارگردان: سيروس مقدم بازيگران :مهدي سلوكي،حسن پورشيرازي، مهرانه مهينترابي، پوپك گلدره، عاطفه نوري، پوراندخت ميهمن، زهرا اميرابراهيمي، سپند اميرسليماني، زهره فكور صبور، عليرضا اشكان. نرگس محتشم به همراه مادر و خواهرش ( نسرين) در خانهاي كه عمويشان بعد از مرگ پدر به طور موقت در اختيار آنها گذاشته زندگي ميكنند. نگاه مختلف به زندگي، ايدهآلها، مشكلات خانه، كار كردن مادر و بيماريش مايههاي اوليه اختلاف اين دو خواهر است. اما آشنا شدن نسرين با بهروز پسري از خانواده متمول، نرگس را عليرغم ميلش مجبور به دخالت ميكند. بهروز و نسرين با هر ترفندي سعي دارند تا خانوادهها را براي ازدواجشان متقاعد سازند. رفته رفته آدمهايي با دو نگاه وجهانبيني مختلف در برابر هم صفآرايي ميكنند. آدمهايي كه خواسته يا ناخواسته به واسطه ديدگاه خاص ومتضاد دو خواهر به صحنه كار زار مستمر و دائمي كشيده شدهاند و تابلوه هاي گوناگون از چالشها، مسائل و پيچشهاي تو در توي زندگي را ترسيم مينمايند. *ما چند نفر* كارگردان: فياض موسوي در اين مجموعه تلويزيوني كه به تهيه كنندگي محمد رضايي ساخته مي شود، سميرا حسيني، مهدي پاكدل، زهرا سعيدي، اسماعيل شنگله، مژگان غلامي، فرشيد زارعي فر،مهدي سلوكي، عبدالرضا اكبري، رزا آرايش، شبنم قلي خاني، سام درخشاني، شيرين بينا،بهرام ابراهيمي، مجيد فروغي،برزو ارجمند، و امير محمد زند به ايفاي نقش مي پردازند.حوادث محوري اين سريال در جمع اعضاي چند خانواده رخ ميدهد. در هر يك از اين خانوادههاجواناني حضور دارند كه با يكديگر تضادها و تفاوتهاي عميقي دارند و اين مساله در موقعيتهاي مختلف، حوادث اين سريال را رقم ميزند و در ادامه پاي بزرگترها نيز به ماجراها باز ميشود. اين جوانان بعد از فارغ التحصيلي از دانشگاه، شركتي تاسيس كردهاند كه خدمات و مشاورههاي گوناگوني را در زمينه ساختمانسازي ارائه ميدهد. اما به دليل بروز مشكلي در مسير آنها،اين شراكت طي ماجراهايي به هم ميخورد و با به زندان افتادن سهراب كه سرپرستي شركت را به عهده دارد، هر يك از جوانان به مسيري ميرود و پيگيري سرنوشت هر يك از اين جوانان، ماجراهاي اين سريال 26 قسمتي را رقم ميزند گفتنيست اين مجموعه در 26 قسمت 45 دقيقه اي براي گروه فيلم و سريال شبكه يك سيما توليد مي شود. *سرگيجه* نويسنده و كارگردان : محمد (توني) زرين دست بازيگران: مهديسلوكي, محمدرضا فروتن, كامبيز ديرباز,الهام حميدي محمد زرين دست جمشيد جهانزاد، رضا ناجي، احمد نجفي فرزانه هوشمند ساناز صالحي مايکل انصارا مايرن نانت ويك پيتر گريز کامران ميچل آلبرت سلمي .شنيدهها حاكي از اين است كه داستان سرگيجه ازمضموني زيبا برخوردار است.اين مجموعه درايران كليد خورده و سپس گروه برايتصويربرداري به كشورهاي پاكستان،تركيه واوكراين خواهد رفت. گفتني است در اينمجموعه، تعدادي از بازيگران اوكراين نيز بازي خواهند كرد داستان فيلم درباره قرارداد ننگين نفت با انگليس ها در زمان قاجار و تاريخچه اولين چاه نفت در مسجد سليمان و قيام شيخ خزئل در خوزستان است داستان فيلم سينمايي «سرگيجه» در زمان گذشته و حال اتفاق مي افتد. در آن زمان كه تبريز توسط روس ها اشغال مي شود«محمد زرين دست» كه خود يكي از نقش هاي اصلي «سرگيجه» را بازي مي كند، زمستان سال گذشته به آمريكا رفت تا تعدادي از سكانس هاي اين فيلم را فيلمبرداري كند «محمد زرين دست» در خصوص اين فيلم گفت: پس از فيلمبرداري، خودم تدوين فيلم را شروع مي كنم و سپس براي انجام كارهاي مربوط به صداگذاري و ميكس، راهي ايتاليا خواهيم شد تا مراحل نهايي را در استوديو «چينه چيتا» به انجام برسانيم. با توجه به روند آماده سازي،فكر مي كنم اكران نخست اين فيلم در جشنواره «فيلم فجر بيست و چهارم» خواهد بود و در ادامه جهت اكران آن در سينماهاي ايران و جهان اقدام خواهيم كرد. «زرين دست» افزود: پيش از اين اعلام كرده بودم كه دوست دارم فيلم «سرگيجه» جزو 10فيلم ماندگار سينماي جهان شود؛ از زماني كه فيلمبرداري را شروع كرده ام اين حس در من بيشتر شده، چون با وجود كساني چون «اصغر رفيعي جم» به عنوان مدير فيلمبرداري و«محمدرضا فروتن»، «كامبيز ديرباز»، «مهدي سلوكي »وديگر دوستان بازيگر فيلم، همه آنچه كه به تصوير درمي آيد، مطابق با همان تصاويري است كه در زمان نگارش فيلمنامه در ذهن داشتم. اگر همه چيز درست جلو برود، قطعاً «سرگيجه» فيلمي خواهد شد كه تمام پخش كننده هاي جهان به دنبال آن خواهند بود و ما مي توانيم جهت اكران گسترده آن درسينماهاي اروپا و آمريكا با پخش كننده هاي جهاني وارد مذاكره شويم.فيلم «سرگيجه»، اولين ساخته محمد زرين دست بعد از انقلاب و پس سالها اقامت درآمريكاست واين فيلمساز قديمي از آخرين ساخته خود خيلي راضي است و معتقد است:« سرگيجه، آنقدر خوب شده كه در عالم خيال هم نميتوان تصور كرد»....
+
نوشته شده در چهارشنبه بیستم تیر 1386 17:39 توسط هیدا
|
مهدی سلوکی در ۱۴ خرداد ماه سال ۱۳۶۱ در اصفهان به دنیا آمد.پدرش افسر نیروی هوایی ارتشو اصالتآ تهرانی است.زمانی که مهدی به دنیا آمد سرهنگ سلوکی که مامور به خدمت در نیرو هوایی در اصفهان بود شناسنامه اش را در اصفهان گرفتند.پس از پایان ماموریت پدر به همراه خانواده به تهران بازگشت و در محله ی نارمک تهران سکنی گزید.مادر او اصالتآ اراکی است.فرزند اول خانواده محمد که در ۸ اسفند ۱۳۵۸ به دنیا آمد.او مجری شبکه تهران است.خانواده ی سلوکی ها اصیل و متعصب و مذهبی اند.پدر و مادر هر دو تحصیل کرده اند و اهل فرهنگ و هنر بودند. دوران کودکی مهدی مثل بقیه ی پسر بچه ها به شیطنت گذشت.در مجتمع مسکونی پایگاه هشتم شکاری مهدی اغلب اوقات با همراهی برادرش مشغول بازی های کودکانه بود.مهر ماه سال ۱۳۶۷ مهدی به کلاس اول رفت .از آنجا که محمد در کلاس پنجم همان دبستان درس می خواند دیگر بچه های مدرسه حریف شیطنت های او نمی شدند.مهدی بسیار بچه ی باهوش و با استعداد و پر حافظه ای بود اما به خاطر همان شیطنت ها فرصت کمتری برای درس خواندن می گذاشت و همیشه شب امتحان برای نمره زحمت می کشید!برادرش هم به او کمک می کرد و این روال در دوران راهنمایی هم ادامه داشت تا اینکه وارد دبیرستان شد.مهدی هنرستان و رشته ی گرافیک را برگزید در حالی که او در کودکی خود و خانواده اش آرزوی مهندسی و خلبانی و..... را داشتند.او در هنرستان مالک اشتر تهران درس خواند و در همین موقع هم بود که جذب کار هنری و تلوزیونی شد تا آنقدر سرش شلوغ شود که دیگر زیاد به درس ها نرسد.البته مسیر آینده اش را هم انتخاب کرده بود و دیگر گرافیک به کارش نمی آمد. او در سال ۷۹ دیپلم گرافیکش را گرفت و دیگر تمام وقت روی کار هنری و حره ای زوم کرد و انرژی گذاشت. پس از پایان دوران خدمت سربازی و در شرایطی که چند مجموعه بازی کرد و چند برنامه را به عنوان مجری در کارنامه داشت احساس کرد که در دانشگاه باید شرکت کند به همین دلیل برای کنکور خواند و در رشته ی بازیگری دانشگاه آزید اراک قبول شد منتهی حجم بالای کار و کمبود وقت اجازه نداد او تا لیسانس پیش برود و چون نمی توانست سر کلاس ها بنشیند از دانشگاه اخراج شد.گفتنی است مهدی سلوکی نقاشی چیره دست است. درباره ی او میگویند:همیشه معلم ها و ناظم ها از دستش شاکی بودند و هر روز یک جای بدنش درد میکرد تا اجازه بگیرد و به منزل برود!دیگر دستش برای همه رو شده بود.اما مهدی آنقدر طبیعی نقش بازی می کرد که اصلآ جرقه ی بازیگر شدنش هم توسط یکی از معلمان زده شد و روزی به او گفت:تو بهتر است بروی هنرپیشه بشوی! مهدی از کودکی نقاش قابلی بود تا جایی که نزدیکانش وقتی می خواستند در هنر برای او آینده ای تصور کنند او را در جایگاه یک نقاش حرفه ای و مشهور میدیدند.عشق به نقاشی باعث شد او پس از دوره ی راهنمایی قید دبیرستان و خلبانی و....را زده و وارد هنرستان شود.زمانی که ماجرای بازیگر شدنش پیش آمد هنوز نقاشی هنر اول مهدی بود و تا قبل از پخش مجموعه ی نرگس مهدی نیز در تمام مصاحبه هایش رسمآ می گفت که بازیگری نه شغل اول اوست و نه عشق و هنر اول و همیشه تاکید داشت که نقاشی را ترجیح میدهد اما امروز دیگر چنین نیست.مهدی حتی تجربه ی برگزاری نمایشگاه نقاشی را هم با یکی از دوستانش دارد.چندی پیش نمایشگاهی به اسم سحرآمیز برگزار شد.مهدی در میان سایر هنرها به خطاطی هم مسلط است اصلاآ خط خوش در خانواده ی سلوکی ها ارثی است و پدر و برادرش هم خوش خط هستند. رانندگی پشت فرمان اتومبیل به همان اندازه که برای مهدی جذابیت تفریحی دارد برای خانواده و دوستدارانش نگران کنندهاست چون او عاشق سرعت بوده و حتی در زندگی خصوصی هم معمولآ با سرعت تصمیم گرفتهو عمل میکند!البته مهدی راننده ی ماهر و با تجربه ای استاما به دلیل همین سرعت زیاد تصادف میکندو هرگز کسی اتومبیل او را سالم ندیده! او عاشق پرسپولیس و رئال مادرید است.از بازی برزیل هم خوشش می آید.بهترین بازیکن فعلی ایران را علی کریمی و جهان را رونالدینیو می داند.او بهترین فوتبالیست های تاریخ ایران و جهان را احمد رضا عابدزاده و مارادونا و.....میداندبهترین دوست ورزشی اش علی انصاریاناست.بهترین شهر ایران را شیراز و بهترین مقصد برای سفر را شمال می داند....بهترین رنگ از نظر او قرمز است. حالا بیوگرافی مهدی: تاریخ تولد:۱۴/خرداد/۱۳۶۱ محل تولد:اصفهان ساکن و بزرگ شده ی :تهران قد:حدود ۱۸۳cm وزن:۷۰kg تعداد اعضای خانواده:۴ نفر مدرک تحصیلی:دیپلم گرافیک ماشین مورد علاقه:زانتیا رنگ مورد علاقه:قرمز و مشکی بهترین کتاب:ساداکو بهترین شعر:هر کجا هستم باشم آسمان مال من است. بهترین تیپ:اسپورت بهترین ورزش:اسکی و شنا بهترین کشور:هلند بهترین شهر:شیراز بهترین گل:رز قرمز بهترین تفریح:رانندگی بهترین شغل:سفیر بهترین خواننده:علیرضا عصار بهترین بازیگر:آل پاچینو رابرت دنیرو پرویز پرستویی سوسن تسلسمی. تیم محبوب:پرسپولیس
+
نوشته شده در چهارشنبه بیستم تیر 1386 17:38 توسط هیدا
|